پیدا





شهریار ما کجاست ؟

درخواست حذف اطلاعات

حضرت علی (ع) ، المؤمنین حضرت آیت الله مرعشی ، مرجع تقلید شیعیان جهان شهریار ما کجاست ؟ از مـــرحوم آیت الله العظمی مرعشی نقل شده است : شبی توسلی پیدا تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب ، دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و مولا المؤمنین با جمعی حضور دارند. حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردنــــــد . فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید ؛ آن گاه محتشم و چند تن از شاعران فارسی زبان آمدند . مولا فرمودند: شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد ، حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شهریار شعرت را بخوان ! و شهریار این شعر را خواند: « علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا ــ کـــــــه به مـاســوا فـکـندی هـمـه سایـه هـمـا را ... » .
ایشان فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد ، از خواب بیدار شدم. چون من شهریار را ندیده بودم، فردای آن روز پرسیدم که شهریار کیست؟ گفتند : شاعــــری است که در تبریز زندگی می کند گفتم : از جانب من اورا دعوت کنید که بـــه قم نزد من بیاید . چند روز بعد ساعت شش صبح شهریار به خانه آیت الله مــی رسد. خادم از او نامش را می پرسد میگوید من سید محمد بهجت تبریزی مشهور بــه شهریار از تبریز آمد ه ام پس از کمی تعلل خدام او را می پذیرند ؛ آیت الله پس از دیدن شهریار می گویند این همان ی است کـــه من او را در خواب در حضور حضرت ( ع ) دیده ام . آیت الله می پرسند : این شعر (( علی ای همای رحمت )) را کِی ساخته ای ؟ شهریار با ح تعجب سؤال می کنند که شما از کجا خبر دارید ! کــه من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نـــــــه این شعر را به ی داده ام و نه درباره آن با ی صحبت کرده ام . ولی من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور کـــــــه قبلا عرض ، تا کنون ی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام ! آنگاه آیت الله سری تکان می دهد ومی گو ید می دانم ولی تو ای: "شهریار شعرت را بخوان ! " و او متحیر و حیران می خواند : وشهریار همان شعر بالا را می خواند. مرحوم آیت الله العظمی مرعشی به شهریار می فـــرمایند : چند شب قبل من خواب دیــــــــدم کـــــــــه در مسجد کــــــوفه هستم و حضرت المومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتــــدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگـــویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خو د . شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض . تا کنون ی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام . آیت الله مرعشی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آ ین مصرع شعر خود را تمام کرده , من آن خواب را دیـــــــده ام . ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده کـه توانسته است چنین غزلی بــــــــــه این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار کـــــــــه مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است .